تحلیل جامعه شناختی آثار استاد حسین لرزاده در قالب نظریه معرفت ماکس شلر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه پژوهش هنر دانشکده معماری و هنر دانشگاه کاشان

2 کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشکده معماری و هنر، دانشگاه کاشان

چکیده

بررسی عوامل مؤثر بر تداوم و جاودانگی یک اثر معماری و تعاریف گوناگون ارائه‌شده از اثری جاودانه، بدان دلیل ضروری است که امروزه، تلاش برای ایجاد یک میراث نوین هنری ماندگار و اصیل بسیار کمتر از گذشته شده است. بنابر آنچه بیان شد، در این پژوهش خط سیر موقعیت‌های استاد حسین لرزاده با تکیه بر جامعه‌شناسی هنر و متأثر از نظریه معرفت ماکس شلر، نظریه عوامل ایده‌ای و واقعی، ترسیم شده است. در جامعه‌شناسی هنر موضوع اصلی، بررسی تأثیر متقابل جامعه و ساختار اجتماعی با آثار هنری است. براساس این دیدگاه، پیدایی سبک‌های مختلف هنری و معماری، نه به دلیل تکامل و تحول درونی هنر بلکه ناشی از تغییر شرایط و ساختار اجتماعی جامعه‌ای است که عناصر خود را به هنرمند می‌دهد. هدف نگارندگان در مقاله حاضر بر آن بوده تانقش استاد لرزاده رادر مقام معماری سنت‌گرا کهبهحفظ و تداومقواعدسنتی معماریدست زده است، براساسنظریةمعرفت شلر تبیینکنند. از همین‌رو پرسش هم بدین ترتیب است که چگونه می‌توان با توجه به نظریات ماکس شلر، به محتوا و جوهر اجتماعی آثار استاد حسین لرزاده دست یافت. برای سهولت در پاسخ‌گوئی به این پرسش تنها دو اثر از استاد لرزاده، بنای آرامگاه فردوسی و گنبد کاخ مرمر تهران، بررسی شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات هم به روش کتابخانه‌ای انجام یافته است. درنهایت، آنچه به‌عنوان یافته‌های پژوهش به دست آمد این بود که آثار استاد لرزاده، در مفهوم اخص از دیدگاه جامعه‌شناسی، تبلور پویایی و بازآفرینی هنرمندانه واقعیت و عصاره‌ای از فرهنگ جامعه بوده و شرایط اجتماعی همواره عامل و بستری را برای به‌وجودآمدن و تحقق‌یافتن آثار وی فراهم ساخته است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Classic architecture of Iran, Hossein Lorzade, Sociology of art, Max Scheller,

نویسندگان [English]

  • amirhosein chitsazian 1
  • behnaz atabati 2
چکیده [English]

It’s essential to review effective factors on continuation and immortality of an architectural work and various definitions presented for an immortal work, because today less attempt is made to develop a new artistic and original heritage than the past. So we observe developing artistic works which have no place not only among architects› community, but also among the public and these works have nothing to present to the future. This research draws a passing line of Hossein Lorzade›s situations, the old wise and unique master of contemporary classic architecture art of Iran, based on sociology of art and affected by Max Scheller›s Knowledge Theory (idea and real factors theory). The main subject in sociology of art is considering the mutual effects of society and social structure on artistic works. According to this view point, developing various artistic and architectural styles is not the result of internal evolution and revolution of art, but it is the result of changing situations and social structure of the society which endows its elements to the artist. This research tries to review works of Master Hossein Lorzade in an analytic and descriptive manner and with a library method, so just two works of Ferdowsi monument and the cupola of Marmar palace in Tehran are mentioned for ease. Based on this matter, in the present research the role of Master Lorzade as a classic architect who reserves and continues the classic rules of architecture is shown based on the Scheller›s Knowledge Theory. Regarding this explanation and referring to the two works mentioned in this analysis, it can be concluded that social situation has always made the ground ready for development and realization of Master Hossein Lorzade›s works.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Classic architecture of Iran
  • Hossein Lorzade
  • Sociology of art
  • Max Scheller